chuck

/tʃʌk/
verb (فعل)informalpast (گذشته): chuckedpast participle (مفعولی): chucked-ing (حال): chucking3rd (سوم): chucks

فعل — پرت کردن

پرت کردنانداختن

پرت کردن چیزی به صورت بی‌دقت یا غیررسمی.

To throw something carelessly or casually.

«او توپ را به سمت دوستش پرتاب کرد.»

He chucked the ball to his friend.

«او لباس‌ها را بی‌دقت داخل سبد انداخت.»

She chucked the clothes into the basket.

تفاوت با واژه‌های مشابه
throwپرت کردن

رایج. کلمه رسمی و کلی برای پرت کردن چیزی در هوا؛ chuck غیررسمی‌تر است.

Common. Formal and general term for propelling something through the air; 'chuck' is more casual/informal.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000