churn

/tʃɜːrn/
1noun (اسم)archaicplural (جمع): churns

اسم — کره‌ساز

کره‌ساز

ظرفی برای تهیه کره با تکان دادن خامه

A container for making butter by shaking cream

«او خامه را در کره‌ساز ریخت تا کره درست کند.»

She poured cream into the churn to make butter.

«کره‌سازهای قدیمی از چوب ساخته می‌شدند.»

Old-fashioned churns are made of wood.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): churnedpast participle (مفعولی): churned-ing (حال): churning3rd (سوم): churns

فعل — تکان دادن

تکان دادنهم زدن

تکان دادن یا هم زدن خامه برای ساختن کره؛ حرکت یا تکان شدید داشتن

To agitate or stir cream to make butter; to move or agitate violently

«خامه تا زمانی که کره تشکیل شد، تکان داده شد.»

The cream was churned until butter formed.

«دریا در طوفان شدیداً تکان می‌خورد.»

The ocean churned violently during the storm.

تفاوت با واژه‌های مشابه
agitateتکان دادن

رسمی. به معنی حرکت دادن یا تکان دادن است؛ در زمینه کره‌سازی قابل جایگزینی است.

Formal. Means to move or shake, often in liquids; interchangeable in contexts of churning cream.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000