clag

/klæɡ/
noun (اسم)informal

اسم — چسب

چسبلعابمواد چسبناک

ماده‌ای چسبناک یا لعابی، معمولاً به چسب یا شیره‌ی گیاهان گفته می‌شود.

Sticky or gummy substance, often referring to glue or sap.

«لعاب روی دست‌هایش سخت پاک می‌شد.»

The clag on his hands was hard to remove.

«این میز از لعاب چسبناکی که شربت روی آن ریخته بود پوشیده است.»

This table is covered in sticky clag from spilled syrup.

تفاوت با واژه‌های مشابه
glueچسب

اسم روزمره. وقتی درباره ماده چسبنده است قابل جایگزین است. Clag غیررسمی یا منطقه‌ای‌تر است.

Everyday noun. Interchangeable when referring to adhesive substances. Clag is more informal or regional.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000