در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
عمل چسبیدن یا گیر کردن، بهویژه گل یا کثیفی که به سطح میچسبد.
Act of sticking together or becoming sticky, especially dirt or mud clinging to surfaces.
«بعد از باران گل به چکمههایشان چسبیده بود.»
“Mud was clagging to their boots after the rain.”
«برگها روی زمین خیس به هم چسبیده بودند.»
متداول. واژهای کلی برای چسبیدن که اغلب جایگزین clagging میشود.
Common. General term for becoming attached, often used interchangeably.