adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): clammyposition (جایگاه): end
قید — به صورت مرطوب و چسبنده
به صورت مرطوب و چسبندهبه طور ناخوشایند خیس
به شکلی مرطوب و ناخوشایند چسبنده یا عرقآلود.
In a clammy manner; damp and unpleasantly sticky or sweaty.
«دستهایش را به شکل عرقآلود روی شلوار پاک کرد.»
“He wiped his hands clammily on his pants.”
«دستگیره در به طور ناخوشایند مرطوب و سرد بود.»
“The door handle felt clammily cold.”