clammily

clam·mi·ly/ˈklæmɪli/
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): clammyposition (جایگاه): end

قید — به صورت مرطوب و چسبنده

به صورت مرطوب و چسبندهبه طور ناخوشایند خیس

به شکلی مرطوب و ناخوشایند چسبنده یا عرق‌آلود.

In a clammy manner; damp and unpleasantly sticky or sweaty.

«دست‌هایش را به شکل عرق‌آلود روی شلوار پاک کرد.»

He wiped his hands clammily on his pants.

«دستگیره در به طور ناخوشایند مرطوب و سرد بود.»

The door handle felt clammily cold.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000