صفت — بسته
بسته یا مسدود شده به طوری که از دسترسی جلوگیری شود.
Shut or block so that access is prevented.
«مغازه یکشنبهها بسته است.»
“The store is closed on Sundays.”
«لطفاً در را بسته نگه دارید.»
“Please keep the door closed.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. برای درها، پنجرهها یا ظروف تقریباً قابل جایگزینی با «closed» است. «Shut» گاهی اوقات میتواند به عملی ناگهانیتر اشاره کند. مثال: «در بسته است.» در مقابل: «مغازه بسته است.»
Common. Largely interchangeable with 'closed' for doors, windows, or containers. 'Shut' can sometimes imply a more abrupt action. 'The door is shut.' vs. 'The shop is closed.'
رایج. به این معنی است که چیزی بسته و همچنین با قفل محکم شده است، و از ورود غیرمجاز جلوگیری میکند. «Closed» لزوماً به معنای قفل شده نیست. مثال: «گاوصندوق قفل شده است.»
Common. Implies that something is closed and also secured with a lock, preventing unauthorized entry. 'Closed' doesn't necessarily mean locked. 'The safe is locked.'
صفت — بسته (ذهن)
پذیرا نبودن ایدههای جدید یا افراد؛ ناآماده برای تغییر.
Not open to new ideas or people; unwilling to change.
«او ذهن بسیار بستهای نسبت به ایدههای جدید دارد.»
“He has a very closed mind to new ideas.”
«جامعه نسبت به غریبهها بسته بود.»
“The community was closed to outsiders.”
متضادها
فعل — بست
زمان گذشته و اسم مفعول فعل 'close'.
Past tense and past participle of 'close'.
«او کتاب را به آرامی بست.»
“She closed the book gently.”
«مغازه برای امروز بسته شده است.»
“The shop has already closed for the day.”