clout

/klaʊt/
1noun (اسم)common

اسم — نفوذ

نفوذقدرتتوانایی

نفوذ یا قدرت، به ویژه در سیاست یا کسب‌وکار.

Influence or power, especially in politics or business.

«او در شرکت نفوذ زیادی دارد.»

He has a lot of clout in the company.

«سیاستمدار پس از انتخابات نفوذ پیدا کرد.»

The politician gained clout after the election.

تفاوت با واژه‌های مشابه
influenceتأثیر

رایج. توانایی تأثیرگذاری روی دیگران، مشابه clout.

Common. The capacity to have an effect on others, similar to clout.

متضادها
2verb (فعل)informalpast (گذشته): cloutedpast participle (مفعولی): clouted-ing (حال): clouting3rd (سوم): clouts

فعل — زدن

زدنضربه زدن

چیزی را محکم زدن.

To hit something hard.

«او توپ را با تمام قدرت زد.»

He clouted the ball with all his strength.

«بوکسور به حریفش ضربه زد.»

The boxer clouted his opponent.

تفاوت با واژه‌های مشابه
strikeزدن

رایج. ضربه محکم زدن، مشابه clout در این معنا.

Common. To hit forcefully, can be similar to clout in context.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000