در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
قابل تا شدن یا جمع شدن به اندازهای کوچک برای حمل یا نگهداری آسان.
Capable of being folded or folded down to a smaller size for easy storage or transport.
«او یک صندلی قابل جمع کردن به پیکنیک برد.»
“She carried a collapsible chair to the picnic.”
«بطری تاشونده به راحتی در کیفش جا میشود.»
“The collapsible bottle fits easily in her bag.”
روزمره است. به راحتی حمل کردن اشاره دارد اما لزوماً تا شدن را بیان نمیکند.
Everyday. Highlights ease of carrying but not necessarily folding capability.