communication

com·mu·ni·ca·tion/kəˌmjuːnɪˈkeɪʃən/
com-togethermunicto share-ationaction or process
1noun (اسم)common

اسم — ارتباط

ارتباطارتباطات

عمل یا فرایند تبادل اطلاعات یا پیام‌ها.

The act or process of exchanging information or messages.

«ارتباط در کار تیمی حیاتی است.»

Communication is essential in teamwork.

«او مهارت‌های ارتباطی خود را بهبود داد.»

He improved his communication skills.

تفاوت با واژه‌های مشابه
interactionتعامل

رایج است و به طور کلی به اقدامات متقابل اشاره دارد، معمولاً برای تاکید بر تبادل دوطرفه استفاده می‌شود.

Common. Refers broadly to reciprocal actions, often used when emphasizing mutual exchange rather than just sending messages.

conversationگفتگو

روزمره است و نوعی خاص از ارتباط است که شامل تبادل گفتاری است، با همه انواع ارتباط قابل جایگزینی نیست.

Everyday. A specific form of communication involving spoken exchange, not interchangeable with all communication types.

متضادها
2noun (اسم)common

اسم — پیام

پیامرسانه

پیام یا سیستمی که برای انتقال اطلاعات استفاده می‌شود.

A message or system used to convey information.

«پیام‌رسانی واضح و سریع بود.»

The communication was clear and quick.

«ارتباطات بی‌سیم اکنون رایج است.»

Wireless communication is common now.

تفاوت با واژه‌های مشابه
messageپیام

روزمره است و به یک قطعه خاص اطلاعات ارسالی اشاره دارد، برابر با کل فرایند نیست.

Everyday. A specific piece of communicated information, not synonymous with the entire process.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000