complied

com·plied/kəmˈplaɪd/
com-with, togetherplyto fold, bend or apply-edpast tense marker
verb (فعل)commonpast (گذشته): compliedpast participle (مفعولی): complied-ing (حال): complying3rd (سوم): complies

فعل — مطیع بودن

مطیع بودناطاعت کردن

مطابقت‌کردن با درخواست، قانون یا دستور.

To act in accordance with a request, rule, or command.

«او با تمام قوانین ایمنی مطابقت کرد.»

He complied with all the safety regulations.

«شرکت با دستور دولت مطابقت کرد.»

The company complied with the government order.

تفاوت با واژه‌های مشابه
obeyاطاعت کردن

رایج. وقتی به پیروی از قوانین یا دستورات اشاره دارد قابل جایگزینی هستند، مثلاً «قانون را رعایت کن» یا «با قوانین مطابقت کن». «اطاعت کردن» بیشتر برای دستورات شخصی به کار می‌رود.

Common. Interchangeable when indicating following rules or commands, e.g. 'obey the law' or 'comply with the rules'. 'Obey' is used more with personal commands.

conformمطابقت داشتن

رسمی. مخصوصاً برای انطباق با استانداردها یا قواعد به کار می‌رود. عمدتاً در متون رسمی یا فنی جایگزین می‌شود.

Formal. Used especially for compliance with standards or norms. Can replace 'comply' mainly in formal or technical contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000