concatenation

con·cat·e·na·tion/kəˌkæt.əˈneɪ.ʃən/
con-togethercatenachain-tionact or process
noun (اسم)formalplural (جمع): concatenations

اسم — زنجیره

زنجیرهبه‌هم‌پیوستگیرشته

زنجیره‌ای از چیزها یا رویدادهای به‌هم‌پیوسته مانند یک زنجیر.

A series of interconnected things or events linked like a chain.

«رشته رخدادها به بحران منجر شد.»

The concatenation of events led to the crisis.

«داده‌ها به صورت رشته‌ای به‌هم پیوسته ذخیره می‌شوند.»

Data is stored as a concatenation of strings.

تفاوت با واژه‌های مشابه
chainزنجیر

رایج. به معنای واقعی و مجازی؛ در بسیاری موارد قابل‌جایگزین است.

Common. Literal and figurative; interchangeable in many cases.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000