confinements

con·fine·ments/kənˈfaɪnmənts/
con-together, withfinelimit, end-mentresult or means of-splural
noun (اسم)formalplural (جمع): confinements

اسم — زندانی شدن‌ها

زندانی شدن‌هامحبوس شدن‌هامحدودیت‌ها

عمل یا حالت محدود شدن، به‌ویژه زندانی شدن یا محدودیت در حرکت یا آزادی.

The act or state of being confined; especially imprisonment or restriction of movement or freedom.

«محبوس شدن‌های او چندین ماه طول کشید.»

Her confinements lasted several months.

«محدودیت‌های زندان سخت بودند.»

The confinements of the prison were harsh.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000