confides

con·fides/kənˈfaɪdz/
con-with / thoroughlyfidetrust / faith
verb (فعل)commonpast (گذشته): confidedpast participle (مفعولی): confided-ing (حال): confiding3rd (سوم): confides

فعل — درددل کردن

درددل کردنراز گفتناعتماد کردن

موضوعی محرمانه یا خصوصی را با اعتماد به کسی گفتن که آن را به دیگران بازگو نکند.

To tell someone about a secret or private matter while trusting them not to repeat it to others.

«او تمام نگرانی‌هایش را با بهترین دوستش درددل می‌کند.»

She confides all her worries in her best friend.

«او اعتراف کرد که قصد دارد شغلش را ترک کند.»

He confided that he was thinking of leaving his job.

تفاوت با واژه‌های مشابه
entrustبه امانت سپردن

رسمی. می‌تواند برای رازها استفاده شود اما اغلب برای اشیا یا مسئولیت‌ها به کار می‌رود. 'مسئولیت کاری را به کسی سپردن'. کمتر درباره به اشتراک گذاشتن احساسات، بیشتر درباره سپردن امانت.

Formal. Can be used for secrets but often for objects or responsibilities. 'Entrust someone with a task'. Less about sharing feelings, more about assigning custody.

revealفاش کردن

رایج. به سادگی به معنای آشکار کردن چیزی است، بدون اشاره به اعتماد یا رازداری خاص به شنونده. 'فاش کردن یک راز' یا 'فاش کردن حقیقت'.

Common. Simply means to make something known, without the implication of trust or secrecy being specific to the listener. 'Reveal a secret' or 'reveal the truth'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000