consensual

con·sen·su·al/kənˈsɛnʃuəl/
con-with, togethersentfeel, think-ualadjective suffix
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more consensualsuperlative (عالی): most consensual

صفت — داوطلبانه

داوطلبانهتوافقی

مورد توافق همه طرف‌های دخیل واقع شده.

Agreed to by all parties involved.

«آن‌ها توافق داوطلبانه برای همکاری داشتند.»

They had a consensual agreement to work together.

«روابط توافقی نیاز به اعتماد دارد.»

Consensual relationships require trust.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mutualمتقابل

رایج. نشان‌دهنده توافق یا احساس مشترک، اغلب با consensual جایگزین می‌شود.

Common. Indicates agreement or shared feeling, often interchangeable with consensual.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000