در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مورد توافق همه طرفهای دخیل واقع شده.
Agreed to by all parties involved.
«آنها توافق داوطلبانه برای همکاری داشتند.»
“They had a consensual agreement to work together.”
«روابط توافقی نیاز به اعتماد دارد.»
“Consensual relationships require trust.”
رایج. نشاندهنده توافق یا احساس مشترک، اغلب با consensual جایگزین میشود.
Common. Indicates agreement or shared feeling, often interchangeable with consensual.