consonance

con·so·nance/ˈkɒnsənəns/
con-togethersonsound-ancestate or quality
noun (اسم)common

اسم — هماهنگی

هماهنگیجنس صدا

هماهنگی یا توافق صداها، ایده‌ها یا احساسات.

Agreement or harmony of sounds, ideas, or feelings.

«هماهنگی صداها در شعر به زیبایی آن می‌افزاید.»

The poem’s consonance adds to its beauty.

«هماهنگی در موسیقی صدای خوشایندی ایجاد می‌کند.»

Consonance in music creates a pleasant sound.

تفاوت با واژه‌های مشابه
harmonyهماهنگی

رایج. معمولاً در موسیقی یا ایده‌ها برای معنی توافق خوشایند به کار می‌رود.

Common. Often used in music or ideas to mean pleasing agreement.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000