constance

con·stance/ˈkɒnstəns/
noun (اسم)formal

اسم — ثبات

ثباتپایداریثبات شخصیت

کیفیت ثابت‌قدم بودن، پایدار و وفادار.

The quality of being unchanging, steady, or faithful.

«ثبات او در مطالعه موجب موفقیت شد.»

Her constance in studying led to success.

«او به پایداری او با وجود مشکلات احترام گذاشت.»

He admired her constance despite difficulties.

تفاوت با واژه‌های مشابه
steadinessثبات

رایج. تأکید بر نداشتن تغییر یا حرکت.

Common. Emphasizes lack of change or movement.

faithfulnessوفاداری

رایج. معمولاً در بافت‌های عاطفی یا ارتباطی به کار می‌رود.

Common. Often used in emotional or relational contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000