contriving

con·triv·ing/kənˈtraɪvɪŋ/
verb (فعل)formalpast (گذشته): contrivedpast participle (مفعولی): contrived-ing (حال): contriving3rd (سوم): contrives

فعل — اختراع کردن

اختراع کردندسیسه کردن

هوشمندانه برنامه‌ریزی یا اختراع کردن، اغلب با هنر یا حیله.

To cleverly plan or invent something, often by skill or deceit.

«آنها در حال نقشه‌کشی برای غافلگیر کردن او بودند.»

They were contriving a plan to surprise her.

«او با حیله موفق به فرار بدون جلب توجه شد.»

He contrived to escape unnoticed.

تفاوت با واژه‌های مشابه
engineerمهندسی کردن

رسمی. به معنای برنامه‌ریزی با مهارت است.

Formal. Means to skillfully plan or arrange something.

schemeنقشه کشیدن

اغلب به برنامه‌ریزی مخفی یا فریبنده اشاره دارد.

Often implies secretive or crafty planning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000