coped

/koʊpt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): copedpast participle (مفعولی): coped-ing (حال): coping3rd (سوم): copes

فعل — کنار آمد

کنار آمدموفق شدمدیریت کرد

با موفقیت از پس مشکلات یا چالش‌ها برآمد؛ با یک مشکل یا موقعیت به طور مؤثر کنار آمد.

Managed difficulties or challenges successfully; dealt effectively with a problem or situation.

«او به طرز چشمگیری با استرس امتحان کنار آمد.»

She coped remarkably well with the stress of the exam.

«او با تمرکز بر فرصت‌های جدید، با از دست دادن شغلش کنار آمد.»

He coped with the loss of his job by focusing on new opportunities.

تفاوت با واژه‌های مشابه
managedمدیریت کرد

بسیار رایج، عمومی. در اشاره به مدیریت یک وضعیت دشوار بسیار قابل تعویض است. 'بحران را مدیریت کرد' درست مانند 'با بحران کنار آمد' است. 'Managed' می‌تواند به معنای کنترل نیز باشد، در حالی که 'coped' بیشتر به معنای تحمل و گذراندن است.

Very common, general. Highly interchangeable when referring to handling a difficult situation. 'Managed the crisis' works just like 'Coped with the crisis'. 'Managed' can also imply control, whereas 'coped' is more about enduring and getting through.

handledرسیدگی کرد

رایج، بر عمل رسیدگی به یک موقعیت تمرکز دارد. برای رسیدگی به یک وظیفه یا مسئله خاص قابل تعویض است. 'به شکایات رسیدگی کرد' به خوبی کار می‌کند. 'Coped' بیشتر به تلاش عاطفی یا ذهنی در مواجهه با مشکلات اشاره دارد.

Common, focuses on the act of addressing a situation. Can be interchangeable for dealing with a specific task or issue. 'Handled the complaints' works well. 'Coped' is more about the emotional or mental effort involved in facing adversity.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000