counterclaim

counter·claim/ˈkaʊn.tə.kleɪm/
counter-againstclaimdemand or assertion
1noun (اسم)formalplural (جمع): counterclaims

اسم — ادعای مقابله

ادعای مقابلهادعای متقابل

ادعایی که برای مقابله یا مخالفت با ادعای دیگر، مخصوصاً در زمینه حقوقی مطرح می‌شود.

A claim made to offset or oppose another claim, especially in legal contexts.

«متهم ادعای متقابلی علیه خواهان مطرح کرد.»

The defendant filed a counterclaim against the plaintiff.

«ادعای متقابل می‌تواند پرونده حقوقی را پیچیده کند.»

A counterclaim can complicate the legal case.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rebuttalرد ادعا

رسمی. استدلال یا بیان مخالف به یک ادعا است.

Formal. Opposing argument or statement in response to a claim.

2verb (فعل)formalpast (گذشته): counterclaimedpast participle (مفعولی): counterclaimed-ing (حال): counterclaiming3rd (سوم): counterclaims

فعل — ادعای متقابل کردن

ادعای متقابل کردنپاسخ دادن به ادعا

ارائه ادعایی که مخالف یا مقابله با ادعای دیگر است.

To make a claim opposing another claim.

«او در دادگاه به اتهامات پاسخ متقابل داد.»

She counterclaimed the accusations in court.

«شرکت به دادخواست رقیب پاسخ متقابل داد.»

The company counterclaimed against the competitor’s lawsuit.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rebutرد کردن

رسمی. مخالفت یا تناقض مستقیم با یک استدلال یا ادعا است.

Formal. To oppose or contradict an argument or claim directly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000