counterclaim
اسم — ادعای مقابله
ادعایی که برای مقابله یا مخالفت با ادعای دیگر، مخصوصاً در زمینه حقوقی مطرح میشود.
A claim made to offset or oppose another claim, especially in legal contexts.
«متهم ادعای متقابلی علیه خواهان مطرح کرد.»
“The defendant filed a counterclaim against the plaintiff.”
«ادعای متقابل میتواند پرونده حقوقی را پیچیده کند.»
“A counterclaim can complicate the legal case.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. استدلال یا بیان مخالف به یک ادعا است.
Formal. Opposing argument or statement in response to a claim.
فعل — ادعای متقابل کردن
ارائه ادعایی که مخالف یا مقابله با ادعای دیگر است.
To make a claim opposing another claim.
«او در دادگاه به اتهامات پاسخ متقابل داد.»
“She counterclaimed the accusations in court.”
«شرکت به دادخواست رقیب پاسخ متقابل داد.»
“The company counterclaimed against the competitor’s lawsuit.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. مخالفت یا تناقض مستقیم با یک استدلال یا ادعا است.
Formal. To oppose or contradict an argument or claim directly.