cracks

/kræks/
cracka narrow break or fracture-splural suffix
1noun (اسم)commonplural (جمع): cracks

اسم — ترک‌ها

ترک‌هاشکاف‌ها

جمع کلمه crack به معنی ترک‌ها یا شکاف‌های باریک روی سطوح.

Plural of crack: narrow openings or breaks in surfaces.

«روی دیوار ترک‌هایی بود.»

There were cracks in the wall.

«پس از زلزله ترک‌ها ظاهر شدند.»

Cracks appeared after the earthquake.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fracturesشکستگی‌ها

رایج. معنای مشابه دارد ولی fractures معمولا شکستگی‌های جدی‌تر را می‌رساند.

Common. Similar meaning but fractures often imply deeper or more serious breaks.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): crackedpast participle (مفعولی): cracked-ing (حال): cracking3rd (سوم): cracks

فعل — ترک خوردن

ترک خوردنشکستن

شکل سوم شخص مفرد فعل crack به معنای شکستن یا ایجاد صدای تیز.

Third-person singular of crack: to break or make a sharp noise.

«آن شیشه به آسانی ترک می‌خورد.»

The glass cracks easily.

«او تخم مرغ را با دقت می‌شکند.»

He cracks the egg carefully.

تفاوت با واژه‌های مشابه
breaksشکستن

رایج. معنای کلی مشابه است و در بسیاری مواقع قابل جایگزینی است.

Common. General meaning similar to crack, interchangeable in many contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000