اسم — ترکها
جمع کلمه crack به معنی ترکها یا شکافهای باریک روی سطوح.
Plural of crack: narrow openings or breaks in surfaces.
«روی دیوار ترکهایی بود.»
“There were cracks in the wall.”
«پس از زلزله ترکها ظاهر شدند.»
“Cracks appeared after the earthquake.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. معنای مشابه دارد ولی fractures معمولا شکستگیهای جدیتر را میرساند.
Common. Similar meaning but fractures often imply deeper or more serious breaks.
فعل — ترک خوردن
شکل سوم شخص مفرد فعل crack به معنای شکستن یا ایجاد صدای تیز.
Third-person singular of crack: to break or make a sharp noise.
«آن شیشه به آسانی ترک میخورد.»
“The glass cracks easily.”
«او تخم مرغ را با دقت میشکند.»
“He cracks the egg carefully.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. معنای کلی مشابه است و در بسیاری مواقع قابل جایگزینی است.
Common. General meaning similar to crack, interchangeable in many contexts.