اسم — گردندرازکننده
کسی که گردن خود را برای دیدن چیزی دراز میکند، معمولاً از روی کنجکاوی یا برای دیدن از بالای مانع.
A person who cranes their neck to look at something, often out of curiosity or to see over an obstruction.
«فردی که در جمعیت گردن میکشید سعی کرد دید بهتری از سلبریتی پیدا کند.»
“The craner in the crowd tried to get a better view of the celebrity.”
«او واقعاً آدم فضولی بود، همیشه سرک میکشید به کار دیگران.»
“He was a real craner, always peeking into other people's business.”
اسم — اپراتور جرثقیل
کسی که یک جرثقیل (ماشین) را کنترل میکند.
One who operates a crane (the machine).
«اپراتور جرثقیل با مهارت بار سنگین را جابجا کرد.»
“The craner skillfully maneuvered the heavy load.”
«مقررات ایمنی ایجاب میکند که همه جرثقیلرانان گواهینامه داشته باشند.»
“Safety regulations require all craners to be certified.”