cretinous

cre·tin·ous/ˈkrɛt·ɪ·nəs/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): cretinousersuperlative (عالی): cretinousest

صفت — احمقانه

احمقانهکم‌هوش

رفتاری بسیار احمقانه و بی‌معنی.

Behaving in a very stupid or idiotic way.

«آن یک اشتباه بسیار احمقانه بود.»

That was a cretinous mistake to make.

«رفتار احمقانه‌اش همه را اذیت کرد.»

His cretinous behavior annoyed everyone.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stupidاحمق

رایج و غیررسمی. در مکالمه معمولی استفاده می‌شود اما 'cretinous' رسمی‌تر و توهین‌آمیزتر است.

Common informal. Can replace 'cretinous' in casual speech but 'cretinous' is more insulting and formal.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000