crinkles

crin·kles/ˈkrɪŋ.kəlz/
crinklesmall wrinkle or fold-splural
noun (اسم)commonplural (جمع): crinkles

اسم — چین‌وچروک‌ها

چین‌وچروک‌هاچین‌خوردگی‌ها

چین‌های کوچک و چین‌خوردگی‌ها، به ویژه روی پوست یا سطح

small wrinkles or folds especially on skin or surface

«چین و چروک‌های دور چشمش نشان می‌داد لبخند می‌زند.»

The crinkles around her eyes showed she was smiling.

«چین و چروک‌های پارچه به آن بافت می‌داد.»

The crinkles in the fabric gave it texture.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wrinklesچین و چروک

متداول. معمولاً برای پوست یا پارچه به کار می‌رود.

Common. Usually used for skin or fabric with small lines and folds.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000