noun (اسم)commonplural (جمع): crinkles
اسم — چینوچروکها
چینوچروکهاچینخوردگیها
چینهای کوچک و چینخوردگیها، به ویژه روی پوست یا سطح
small wrinkles or folds especially on skin or surface
«چین و چروکهای دور چشمش نشان میداد لبخند میزند.»
“The crinkles around her eyes showed she was smiling.”
«چین و چروکهای پارچه به آن بافت میداد.»
“The crinkles in the fabric gave it texture.”
تفاوت با واژههای مشابه
wrinkles— چین و چروک
متداول. معمولاً برای پوست یا پارچه به کار میرود.
Common. Usually used for skin or fabric with small lines and folds.