critical analysis

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

crit·i·cal a·nal·y·sis/ˈkrɪtɪkəl əˈnæləsɪs/
noun (اسم)formalplural (جمع): critical analyses

اسم — تحلیل انتقادی

تحلیل انتقادیبررسی نقادانه

بررسی دقیق و سنجش‌گرانهٔ چیزی بر پایهٔ استدلال و شواهد.

Careful examination and evaluation of something using reason and evidence.

«این درس تحلیل انتقادی گزارش‌های خبری را آموزش می‌دهد.»

The course teaches critical analysis of news reports.

«تحلیل انتقادی او شواهد ضعیف را مشخص کرد.»

Her critical analysis identified weak evidence.

تفاوت با واژه‌های مشابه
evaluationارزیابی

رسمی. برای سنجش کیفیت یا ارزش می‌تواند جای این اصطلاح بیاید: an evaluation of the policy درست است، اما critical analysis به استدلال دقیق دربارهٔ سازوکار موضوع هم نیاز دارد. برای ارزیابی کلی، نه تفسیر موشکافانه، انتخاب می‌شود.

Formal. It can replace this term when judging quality or value: 'an evaluation of the policy' works, but critical analysis also requires detailed reasoning about how it works. Choose it for an assessment rather than close interpretation.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000