crocheting

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

cro·chet·ing/ˈkroʊʃɪtɪŋ/
crochetto make fabric by looping yarn with a hooked needle-ingpresent participle, action or process
noun (اسم)common

اسم — قلاب‌بافی

قلاب‌بافی

هنر یا فعالیت بافت با استفاده از قلاب برای ایجاد پارچه

the craft or activity of making fabric by looping yarn with a hooked needle

«او بعدازظهر را صرف قلاب‌بافی یک شال گرم کرد.»

“She spent the afternoon crocheting a warm scarf.”

«قلاب‌بافی یک سرگرمی محبوب در میان بسیاری است.»

“Crocheting is a popular hobby among many people.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000