در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک کانی آمفیبول آبی رشتهای، نوعی آزبست، که به دلیل خواص خطرناک خود شناخته شده است.
A fibrous blue amphibole mineral, a form of asbestos, known for its hazardous properties.
«کروسیدولیت زمانی به طور معمول در عایقکاری استفاده میشد اما اکنون به دلیل خطرات سلامتی از آن اجتناب میشود.»
“Crocidolite was once commonly used in insulation but is now avoided due to health risks.”
«قرار گرفتن در معرض الیاف کروسیدولیت میتواند منجر به بیماریهای جدی ریوی شود.»
“Exposure to crocidolite fibers can lead to serious lung diseases.”
حاوی یا مرتبط با کانی کروسیدولیت.
Containing or related to the mineral crocidolite.
«کارگران در معدن با ذخایر کروسیدولیت مواجه شدند.»
“Workers encountered crocidolite deposits in the mine.”
«آنها باید عایق کروسیدولیت را با دقت حذف میکردند.»
“They needed to remove the crocidolite insulation carefully.”