verb (فعل)commonpast (گذشته): cuedpast participle (مفعولی): cued-ing (حال): cueing3rd (سوم): cues
فعل — دادن علامت
دادن علامتاشاره دادن
دادن نشانه یا اشاره به کسی، بهویژه در اجرا یا ارتباط.
Giving signals or prompts to someone, especially in performance or communication contexts.
«کارگردان هنگام تمرین به بازیگران علامت میداد.»
“The director was cueing the actors during rehearsal.”
«او به سخنران برای شروع بخشش اشاره میکند.»
“She’s cueing the speaker to start his part.”
تفاوت با واژههای مشابه
signaling— علامت دادن
رایج. اصطلاح کلی برای دادن نشانه یا علامت؛ مشابه ولی کلیتر است.
Common. General term for giving a sign or indication; similar but broader.