cued

/kjuːd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): cuedpast participle (مفعولی): cued-ing (حال): cueing3rd (سوم): cues

فعل — علامت دادن

علامت دادنتلقین کردن

زمان گذشته و مفعولی cue؛ علامتی برای شروع دادن یا تلقین کردن

Past tense and past participle of cue; to give a signal to begin or to prompt.

«او به بازیگر علامت ورود داد.»

He cued the actor to enter.

«رهبر ارکستر به نوازندگان علامت داد.»

The conductor cued the musicians.

تفاوت با واژه‌های مشابه
signaledعلامت داد

رایج. معنی مشابه هنگام دادن علامت غیرکلامی.

Common. Similar meaning when giving a nonverbal prompt or signal.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000