cuffing

cuff·ing/ˈkʌfɪŋ/
noun (اسم)common

اسم — زدن نوازشی

زدن نوازشیسرآستین

عمل ضربه ملایم به کسی یا بستن سرآستین‌ها به آستین لباس.

The act of hitting someone lightly or the practice of attaching cuffs to sleeves.

«دوستش به آرامی به بازویش زد.»

He got a cuffing on the arm from his friend.

«خیاط در حال تنظیم سرآستین پیراهن بود.»

The tailor was adjusting the cuffing on the shirt.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000