noun (اسم)commonplural (جمع): cues
اسم — نشانه
نشانهعلامتاشاره
نشانهها یا علامتهایی برای شروع کار یا صحبت
signals or prompts to begin an action or speech
«منتظر نشانهاش برای شروع حرف زدن بود.»
“He waited for his cue to start speaking.”
«کارگردان به بازیگران نشانههایشان را داد.»
“The director gave the actors their cues.”
تفاوت با واژههای مشابه
signals— سیگنالها
رایج. در بسیاری از موارد به جای cues به معنای علامت دادن به کار میرود.
Common. Can replace 'cues' in many contexts of prompting actions or responses.
prompts— اشارات
معمولاً به معنای یادآوری یا اشاره برای عمل یا حرف زدن است، معمولاً در تئاتر یا یادگیری.
Usually for reminders or hints to act or speak, often in theatrical or learning contexts.