cuing

cu·ing/ˈkjuːɪŋ/
cuea signal or prompt-ingpresent participle or gerund form
noun (اسم)common

اسم — علامت دادن

علامت دادناشاره کردن

اقدام به دادن یا گرفتن علامت شروع یا ادامه کار.

The act of giving or taking a cue, a signal to begin or proceed.

«او به بازیگران برای صحنه بعدی اشاره می‌کرد.»

She was cuing the actors for the next scene.

«کارگردان به موسیقی علامت شروع می‌داد.»

The director was cuing the music to start.

تفاوت با واژه‌های مشابه
signalingارسال علامت

رایج. به ارسال علامت به طور کلی اشاره دارد اما همیشه در زمینه تئاتر یا علامت‌های خاص نیست.

Common. Refers broadly to giving signals but not always in theatrical or specific cue contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000