curbs

/kɜːrbz/
1noun (اسم)commonplural (جمع): curbs

اسم — جداره پیاده‌رو

جداره پیاده‌رولبه خیابان

لبه‌های خیابان یا جاده که معمولاً بلند شده‌اند تا پیاده‌رو یا مرز آن را مشخص کنند.

Edges of a street or road, usually raised to contain the pavement or define its boundary.

«ماشین درست قبل از لبه پیاده‌رو ایستاد.»

The car stopped just before the curb.

«بچه‌ها روی لبه پیاده‌رو نشستند و رژه را تماشا کردند.»

Children sat on the curb watching the parade.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): curbedpast participle (مفعولی): curbed-ing (حال): curbing3rd (سوم): curbs

فعل — مهار کردن

مهار کردنمحدود کردن

مهار کردن یا کنترل چیزی؛ محدود کردن یا نگه داشتن در حد معین.

To restrain or control something; to limit or keep within bounds.

«دولت سعی کرد تورم را مهار کند.»

The government tried to curb inflation.

«او خشم خود را در جلسه کنترل کرد.»

She curbed her anger during the meeting.

تفاوت با واژه‌های مشابه
restrainمحدود کردن

رسمی. عقب نگه داشتن یا کنترل کردن. اغلب جایگزین curb در زمینه مهار می‌شود.

Formal. To hold back or control. Can often replace curb in contexts of control.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000