در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
لبه بلند کنار خیابان یا پیادهرو که آنها را جدا میکند.
A raised edge along a street or sidewalk, separating them.
«او از روی لبه پیادهرو به جاده قدم گذاشت.»
“He stepped off the curb onto the road.”
«ماشینها نزدیک به لبه پیادهرو پارک شدند.»
“Cars parked close to the curb.”
کنترل یا محدود کردن چیزی ناخوشایند یا نامطلوب.
To restrain or control something undesirable.
«دولت اقداماتی برای مهار آلودگی معرفی کرد.»
“The government introduced measures to curb pollution.”
«او سعی کرد هزینههایش را محدود کند.»