adjective (صفت)common
صفت — دلمهکرده
دلمهکردهمنعقد شده
جدا شده به صورت دلمه؛ بهویژه مربوط به شیر یا خامه که منعقد شدهاند.
Separated into curds; coagulated, especially referring to milk or cream.
«شیر دلمهکرده ترش و غیرقابل استفاده بود.»
“The curdled milk was sour and unusable.”
«خامه دلمهکرده نشاندهندهی فاسد شدن است.»
“Curdled cream indicates spoilage.”