customer

cus·tom·er/ˈkʌstəmər/
noun (اسم)commonplural (جمع): customers

اسم — مشتری

مشتریخریدار

فردی که کالا یا خدماتی را از فروشگاه یا کسب‌وکار خریداری می‌کند.

A person who buys goods or services from a shop or business.

«مشتری هزینه خواربار را پرداخت کرد.»

The customer paid for the groceries.

«ما همیشه تلاش می‌کنیم مشتریان خود را راضی نگه داریم.»

We always try to satisfy our customers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
clientموکل

رسمی. بیشتر برای خدمات حرفه‌ای به کار می‌رود تا فروشگاه؛ مثلا موکل وکیل نه مشتری سوپرمارکت.

Formal. Often used for professional services rather than shops. For example, a lawyer's client rather than a grocery store customer.

buyerخریدار

روزمره. اصطلاح کلی برای کسی که خرید می‌کند؛ در اکثر موارد قابل جایگزینی است.

Everyday. General term for someone who buys something; interchangeable in most contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000