cutthroat

cut·throat/ˈkʌtˌθroʊt/
cutto slicethroatthe neck
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more cutthroatsuperlative (عالی): most cutthroat

صفت — بی‌رحم

بی‌رحمسلطه‌جورقابتی شدید

بسیار رقابتی به شکلی تهاجمی یا بی‌رحمانه.

Very competitive in an aggressive or ruthless way.

«بازار بی‌رحم، کار برای کسب‌وکارهای کوچک را سخت می‌کند.»

The cutthroat market makes it hard for small businesses.

«آن‌ها رقابت شدیدی برای قرارداد داشتند.»

They had cutthroat competition for the contract.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ruthlessبی‌رحم

رایج. معنی مشابه که به بی‌رحمی تاکید دارد.

Common. Similar meaning emphasizing lack of mercy.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000