در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
احمق یا احمقانه، گاهی به شکل طنزآمیز.
Silly or foolish, sometimes in a funny way.
«او در مهمانی احمقانه رفتار میکرد.»
“He was acting daffy at the party.”
«بس کن این احمقبازیها را و تمرکز کن.»
“Stop being daffy and focus.”
غیررسمی. معمولاً کودکانه یا احمقانه است؛ در کاربرد غیررسمی قابل جایگزینی.
Informal. Generally childish or foolish, interchangeable in casual use.