daft
/dæft/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): daftersuperlative (عالی): daftest
صفت — احمقانه
احمقانهبیمعنیاحمق
احمقانه یا کمهوش.
Silly or foolish.
«آن ایده احمقانه بود.»
“That was a daft idea.”
«احمق نباش، به من گوش کن.»
“Don't be daft, listen to me.”
تفاوت با واژههای مشابه
silly— احمق
رایج. معنی مشابه؛ اغلب به صورت ملایم یا طنزآمیز استفاده میشود.
Common. Similar meaning; often used in a gentle or humorous way.