daft

/dæft/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): daftersuperlative (عالی): daftest

صفت — احمقانه

احمقانهبی‌معنیاحمق

احمقانه یا کم‌هوش.

Silly or foolish.

«آن ایده احمقانه بود.»

That was a daft idea.

«احمق نباش، به من گوش کن.»

Don't be daft, listen to me.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sillyاحمق

رایج. معنی مشابه؛ اغلب به صورت ملایم یا طنزآمیز استفاده می‌شود.

Common. Similar meaning; often used in a gentle or humorous way.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000