deadly

dead·ly/ˈdɛdli/
deadno longer alive-lyin a manner of
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more deadlysuperlative (عالی): most deadly

صفت — کشنده

کشندهمهلک

عامل مرگ یا توانایی کشتن داشتن.

Causing or able to cause death.

«زهر مار کشنده است.»

The snake's venom is deadly.

«او به بیماری مهلکی مبتلا بود.»

He suffered a deadly disease.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fatalکشنده

رایج. معادل قوی معمولاً در زمینه‌های پزشکی یا جدی استفاده می‌شود.

Common. Strong synonym typically used in medical or serious contexts.

متضادها
2adverb (قید)commontype (نوع): degreeadjective (صفت): deadlyposition (جایگاه): middle

قید — به شدت

به شدتبسیار

به صورت بسیار شدید یا افراطی.

In a very intense or extreme manner.

«او در مورد پروژه خیلی جدی بود.»

He was deadly serious about the project.

«فیلم به شدت خسته‌کننده است.»

The movie is deadly boring.

تفاوت با واژه‌های مشابه
extremelyبه شدت

رایج. به عنوان قوی‌کننده در گفتار غیررسمی می‌تواند جایگزین deadly شود.

Common. Can often replace 'deadly' as an intensifier in informal speech.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000