در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
شباهت یا ارتباط به مرگ؛ بسیار شدید یا شدیداً.
Resembling or relating to death; very intense or extreme.
«او رنگپریده و ظاهری وحشتناک داشت.»
“He was pale with a deathly look.”
«سکوت مرگباری در اتاق حکمفرما بود.»
“There was a deathly silence in the room.”
رایج. معمولاً قابل جایگزینی است؛ به چیزی که باعث مرگ یا آسیب شدید شود اشاره دارد.
Common. Usually interchangeable; refers to something causing death or extreme harm.