deathly

death·ly/ˈdɛθli/
deathcessation of life-lyin a manner of
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more deathlysuperlative (عالی): most deathly

صفت — وحشتناک

وحشتناککشنده

شباهت یا ارتباط به مرگ؛ بسیار شدید یا شدیداً.

Resembling or relating to death; very intense or extreme.

«او رنگ‌پریده و ظاهری وحشتناک داشت.»

He was pale with a deathly look.

«سکوت مرگ‌باری در اتاق حکم‌فرما بود.»

There was a deathly silence in the room.

تفاوت با واژه‌های مشابه
deadlyکشنده

رایج. معمولاً قابل جایگزینی است؛ به چیزی که باعث مرگ یا آسیب شدید شود اشاره دارد.

Common. Usually interchangeable; refers to something causing death or extreme harm.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000