در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کسی را از انجام کاری یا داشتن چیزی محروم کردن یا بازداشتن.
Prevented someone from doing something or from having something.
«او پس از رسوایی از وکالت محروم شد.»
“He was debarred from practicing law after the scandal.”
«دانشجو به دلیل تقلب از امتحان محروم شد.»
“The student was debarred from the exam for cheating.”
رسمی. زمانی که به محرومیت از یک گروه یا فعالیت اشاره دارد، قابل تعویض است. 'او از باشگاه محروم شد' کار میکند، شبیه به debarred. با این حال، 'debarred' اغلب دلالت بر ممنوعیت رسمیتر یا قانونی دارد.
Formal. Interchangeable when referring to being kept out of a group or activity. 'He was excluded from the club' works, similar to 'debarred'. However, 'debarred' often implies a more formal or legal prohibition.
رسمی. کلیتر از 'debarred' است و علاوه بر افراد، برای اعمال یا اشیاء نیز به کار میرود. 'سیگار کشیدن ممنوع است' استفاده میشود، اما 'او از سیگار کشیدن محروم شد' کمتر رایج است. میتوان برای ممنوعیت رسمی یک فرد نیز استفاده کرد.
Formal. More general than 'debarred', applying to actions or items as well as people. 'Smoking is prohibited' works, but 'He was debarred from smoking' is less common. Can be used for a formal ban on a person.