deathwatch

death·watch/ˈdɛθwɑːtʃ/
deathend of lifewatchperiod of wakefulness or vigil
noun (اسم)formal

اسم — نگهبانی مرگ

نگهبانی مرگبیداری کنار بیمار در حال مرگ

بیداری یا نگهبانی که کنار فرد در حال مرگ یا متوفی گرفته می‌شود.

A vigil kept beside a dying or dead person.

«آن‌ها تمام شب برای پیرمرد نگهبانی مرگ گرفتند.»

They kept a deathwatch through the night for the elderly man.

«خانواده تا آخرین نفس نگهبانی مرگ داشتند.»

The family held a deathwatch until the final breath.

تفاوت با واژه‌های مشابه
vigilشب‌زنده‌داری

رسمی. به طور کلی به معنی شب‌زنده‌داری است ولی می‌تواند جایگزین deathwatch برای نگهبانی کنار بیمار یا در حال مرگ شود.

Formal. Generally means a wakeful watch but can replace deathwatch specifically when relating to watching over someone ill or dying.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000