debride

de·bride/dɪˈbraɪd/
verb (فعل)technicalpast (گذشته): debridedpast participle (مفعولی): debrided-ing (حال): debriding3rd (سوم): debrides

فعل — تمیز کردن زخم

تمیز کردن زخمبرداشتن بافت مرده زخم

برداشتن بافت مرده از زخم

remove dead tissue from a wound

«پزشکان برای جلوگیری از عفونت، زخم‌ها را تمیز می‌کنند.»

Doctors debride wounds to prevent infection.

«جراح با دقت بافت آسیب‌دیده را برداشت.»

The surgeon debrided the injured tissue carefully.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cleanseتمیز کردن

فنی/پزشکی. در مراقبت از زخم جایگزین است.

Technical/medical. Interchangeable in wound care context.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000