verb (فعل)commonpast (گذشته): debunkedpast participle (مفعولی): debunked-ing (حال): debunking3rd (سوم): debunks
فعل — باورزدایی
باورزداییبرملا کردن دروغ
آشکار کردن دروغ یا بیاساسی یک افسانه، ایده یا باور.
Exposing the falseness or hollowness of a myth, idea, or belief.
«این مقاله باورهای رایج درباره رژیم غذایی را باطل میکند.»
“The article debunks common myths about dieting.”
«دانشمندان برای رد ادعاهای دروغین تلاش میکنند.»
“Scientists work to debunk false claims.”