decoyed

de·coyed/dɪˈkɔɪd/
verb (فعل)formalpast (گذشته): decoyedpast participle (مفعولی): decoyed-ing (حال): decoying3rd (سوم): decoys

فعل — فریفته شده

فریفته شدهطعمه‌گذاری شده

فریفته یا جذب شدن توسط تله یا طعمه، معمولاً برای گرفتار کردن یا منحرف کردن توجه.

Lured or attracted by a decoy, often to trap or distract.

«شکارچیان پرندگان را به دام انداختند.»

The hunters decoyed the birds into the nets.

«او فریب خورد و راز را فاش کرد.»

He was decoyed into revealing the secret.

تفاوت با واژه‌های مشابه
luredطعمه‌گذاری شده

رایج. به معنی جذب یا فریب خوردن توسط طعمه است.

Common. Synonymous with being attracted or led by a lure or decoy.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000