در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ارسال شوک الکتریکی به قلب برای بازگرداندن ریتم طبیعی
To deliver an electric shock to the heart to restore normal rhythm.
«پزشکان اورژانس بعد از ایست قلبی به بیمار شوک دادند.»
“The paramedics defibrillated the patient after cardiac arrest.”
«فیبریلاسیون کردن میتواند در موارد فیبریلاسیون قلب جان افراد را نجات دهد.»
“Defibrillation can save lives in cases of heart fibrillation.”
متداول. در زمینه پزشکی برای بازگرداندن ریتم قلب استفاده میشود.
Common. Used in medical contexts to restore heart rhythm.