demarcated

de·mar·cat·ed/diˈmɑːrkətɪd/
de-down, offmarcatemark, boundary-edpast participle
adjective (صفت)formal

صفت — مرزبندی شده

مرزبندی شدهمحدود شده

دارای مرزها یا حدود مشخص و واضح، به‌ویژه روی زمین یا املاک.

Clearly marked or set boundaries or limits, especially on land or property.

«منطقه مرزبندی شده برای بازدیدکنندگان ممنوع است.»

The demarcated area is off limits to visitors.

«منطقه‌های مرزبندی شده به جلوگیری از اختلاف‌ها کمک می‌کنند.»

Demarcated zones help avoid disputes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
borderedمرزبندی شده

رایج. به معنای داشتن مرز است؛ demarcated بیشتر به علامت‌گذاری رسمی اشاره دارد.

Common. Means having borders; demarcated especially implies official marking.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000