denuded

de·nud·ed/dɪˈnuːdɪd/
de-removenudebare
adjective (صفت)formal

صفت — عریان شده

عریان شدهبرهنه

عاری از پوشش طبیعی یا گیاهان

Stripped of its natural covering or vegetation

«تپه برهنه در معرض بادهای شدید بود.»

The denuded hill was exposed to heavy winds.

«قطع درختان باعث شد جنگل عریان و بی‌حاصل شود.»

Logging left the forest denuded and barren.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bareبرهنه

صفت رایج به معنای بدون پوشش؛ استفاده مشابه.

Common adjective meaning uncovered; similar usage.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000