در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
واکنش دادن به ندای کسی برای از بین بردن باورهای قالبشده، مخصوصاً در فرقهها.
To reverse someone's indoctrination or conditioning, often from cult-like beliefs.
«آنها تلاش کردند اعضای فرقه را از باورهایشان آزاد کنند.»
“They tried to deprogram the cult members.”
«پس از سالها شستشوی مغزی، او واکنش داده شد.»
“He was deprogrammed after years of brainwashing.”