despond

des·pond/dɪˈspɒnd/
verb (فعل)formalpast (گذشته): despondedpast participle (مفعولی): desponded-ing (حال): desponding3rd (سوم): desponds

فعل — ناامید شدن

ناامید شدندل‌سرد شدن

امید خود را از دست دادن یا دل‌سرد شدن.

To lose hope or be dejected; become discouraged.

«پس از از دست دادن شغل ناامید شد.»

He desponded after losing his job.

«ناامید نشو؛ اوضاع بهتر خواهد شد.»

Don't despond; things will improve.

تفاوت با واژه‌های مشابه
despairیأس

رسمی. احساس قوی‌تری از فقدان امید دارد؛ مشابه اما معمولاً قوی‌تر از despond است.

Formal. Strong feeling of losing all hope; similar but sometimes stronger than despond.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000