detoxified

de·tox·i·fied/dɪˈtɒksɪfaɪd/
de-removaltoxpoison-ifyto make or cause-edpast participle form
adjective (صفت)technical

صفت — سم‌زدایی شده

سم‌زدایی شدهپاک‌شده از سموم

دارای مواد سمی حذف شده، معمولاً از بدن.

Having had toxic substances or poisons removed, typically from the body.

«بیمار پس از درمان کاملا سم‌زدایی شده بود.»

The patient was fully detoxified after treatment.

«آب سم‌زدایی شده برای نوشیدن امن‌تر است.»

Detoxified water is safer to drink.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cleanتمیز

عمومی. وضعیت تمیزی کلی؛ می‌تواند به صورت مجازی برای سم‌زدایی استفاده شود.

Common. General state of cleanliness; can be used metaphorically for detoxified.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000