devoid

de·void/dɪˈvɔɪd/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more devoidsuperlative (عالی): most devoid

صفت — عاری

عاریفاقدبدون

کاملاً خالی یا به کلی فاقد چیزی بودن.

Completely lacking or free from something.

«سخنرانی او عاری از هرگونه احساس بود.»

His speech was devoid of any emotion.

«کویر فاقد آب و گیاه است.»

The desert is devoid of water and vegetation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
emptyخالی

مرسوم. معمولاً به خالی بودن فیزیکی اشاره دارد و کامل جایگزین نیست.

Common. Usually refers to physical emptiness rather than absence of abstract qualities, so only partly interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000